زنگي نامه برنادت سوبيرو قسمت دوم

اين بيوگرافي برنادت مقدس است دختري كه در سن 14 سالگي 18 مرتبه مريم عذرا را در غار ماسابي رويت كرد . او در سن 35 سالگي دار فاني را وداع گفت . و در صومعه اي به خاك سپرده شد . پس از سي سال از مرگش نبش قبر شد . با كمال شگفتي بدن اين راهبه كاملا سالم و پاك مانده بود و الان در يك تابوت شيشه اي نگهداري مي شود . برای اطلاع از شرح ملاقاتهای برنادت سوبيرو با مريم مقدس اينجا را کليک کنيد .

 

ولي خانواده سوبيروز در محيط خانه آرامش و صميمت را تجربه مي كردند .
تعهد اعضاي خانواده به هم و ايمانشان باعث شده بود كه آنها با وجود وقايع مرعوب و ناهنجاربيروني و شرايط زندگي وخيمشان با هم و همفكر هم باشند و روح آرامش و صميمت در محيط امن و فقير خانه حكمفرما بود . . چند سال بعد هنگاميكه كليساي كاتوليك ظهورات مريم مقدس را تاييد كرد خانواده سوبيرو تسلي يافتند . حتي قبل از آن كه برنادت لوردز را به مقصد نورز ترك كند ساختن عمارت كليساي مريم مقدس در مكان مقدس غار ماسابي آغاز شده بود .
برنادت به شخصه فقر و نور الهي را همزمان تجربه مي كرد . و تجربيات عجيب و باور نكردني وي در بهبوهه فقر مطلق به وقوع پيوست . ما به سختي مي توانيم هر دو اين موارد را در شرايط زندگي او توضيح دهيم و درك كنيم .
با ايمان و فيض الهي ، برنادت مي توانست با هر دو اين شرايط توامان زندگي كند .
كمتر از يك سال پس از به دنيا آمدن برنادت ( در نوامبر 1844) مادرش لوسي زماني كه براي دومين فرزندش آبستن بود از يك جراحت سوختگي رنج مي برد . برنادت به نزد يك پرستار كودك در بارترس فرستاده شد و يازده ماه بعد ، پس از اينكه فرزند كوچكتر تلف شد به نزد خانواده اش برگردانده شد . فرانچسكو و لوسي سوبيرو روي هم رفته صاحب نه فرزند شدند

چهره واقعی پدر و مادر برنادت

 كه از بين آنها تنها 4 تا دوران كودكي را طي كردند و به بزرگسالي رسيدند و بقيه در كودكي تلف شدند .سه سال بعد فرانچسكو سوبيرو در طي يك سانحه در كارخانه آسياب كه در واقع خانه آنها بود نابينا شد . و به خاطر سانحه در كارخانه از ناحيه چشم چپ نابينا شد .خانواده سوبيرو در همان كارخانه آرد زندگي مي كردند و در واقع خانه آنها بود .
محصول كم بود و قحطي و خشكسالي فرانسه را مصيبت زده كرده بود .در سال 1854 به خاطر شرايط بد ، خانواده سوبيرو از كارخانه آسياب بيرون آمدند . آنها از مسافرخانه اي به مسافرخانه اي ديگر آواره بودند . و هر بار براي پرداخت صورت حسابهايشان درمانده بودند . برنادت 11 ساله بود و والدينش هر روز براي يافتن كار مناسب بيرون مي رفتند و برنادت هم از سه خواهر و برادر كوچكترش مراقبت مي كرد . فرانچسكو مجبور بود به عنوان يك كارگر روز مزد كار كند و دستمزد آن خيلي دور از انصاف و ناعادلانه بود . و در واقع از او بيگاري مي كشيدند .وقتي اپيدمي وبا در شهر شيوع پيدا كرد برنادت هم مبتلا شد . و شرايط او آنقدر بغرنج بود كه در چند قدمي مرگ قرار داشت . برنادت مجبور بود تا پايان زندگيش از تنگي نفس شديد رنج ببرد . برنادت سوبيرو براي كمك به گذران خانواده اش براي مدتي در منزل عمه اش به عنوان مستخدمه مشغول به كار شد

/ 0 نظر / 90 بازدید