بيوگرافی برنادت سوبيرو قسمت سوم

اين بيوگرافي برنادت مقدس است دختري كه در سن  14  سالگي  18  مرتبه مريم عذرا را در غار ماسابي رويت كرد . او در سن  35  سالگي دار فاني را وداع گفت . و در صومعه اي به خاك سپرده شد . پس از سي سال از مرگش نبش قبر شد . با كمال شگفتي بدن اين راهبه كاملا سالم و پاك مانده بود و الان در يك تابوت شيشه اي نگهداري مي شود برای اطلاع از شرح ملاقاتهای قديسه سوبيرو با مريم مقس اينجا رو کليک کنيد .

 

                                       

  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

درماه مي  سال 1856 دوباره خانواده سوبيرو به فلاكت افتاد آنها آواره و بي خانمان شدند . اين بار آنها آواره و بي خانمان شدند . يك پسر عمو به آنها رحم كرد و  يك  سلول زندان در ملك شخصي اش را به آنها واگذار كرد .

متن زير نوشتار آندره ساجوس صاحب لي كاچوت است و در سال 1875 نوشته شده :

لي كاچوت يك زندان قديمي بود كه در سال 1824 به مقاصد قدوسيت واگذار شده بود . لي كاچوت كوچكتر از 12 فوت مربع بود . در اين زمان خانواده سوبيرو در فقر مطلق به سر مي برد .فرانچسكو در مورد دو كيسه آرد مورد تهمت دزدي قرار گرفت .و براي مدت 8 روز به زندان افتاد . اتهام به زودي رفع شد .ولي اين باعث بد نامي وي بود .

اتاق بسيار تاريك و دلگير بود . در حياط يك مستراح بود كه راه آب آن گرفته بود و محيط را متعفن كرده بود .و يك توده كود در آنجا نگهداري مي شد خانوداه سوبيرو خيلي نيازمند بود .دو تا تخت فقيرانه وجود داشت يكي در سمت راست درب ورودي و ديگري در همان سمت و نزديك شومينه .آنها فقط يك چمدان كوچك داشتند كه البسه را در آن نگهداري مي كردند .كه پر بود از حشرات موذي . خانم سوبيرو گاهي به آنها مقداري نان تهيه شده از آرد مي داد .حتي نان براي جانوران موذي هم كافي نبود و بيشتر آنها گرسنه مي مانند.

 

 

                             زندان لی کاچوت

 

در ميان تاريكي فقر خانواده سوبيرو نور ايمانشان را حفظ كرده بودند .بعد از ظهر ها درلي كاچوت به اجراي دعاي دسته جمعي مي گذشت .آنها مرتبا مراسم اشاء رباني را به جا مي آوردند .و در روزهاي يكشنبه در مراسم كليسا همياري مي كردند .فرانچسكو و لوسي با تسبيح ذكر مي گفتند و به فرزندانشان هم آموزش مي دادند كه همين كار را كنند .برنادت هم تسبيحي داشت كه هميشه با او بود .نزديك اواخر سال 1857 او دوباره به نزد پرستار زمان كودكيش در بارتريس فرستاده شد كه در آنجا به عنوان كارگر مزرعه خدمت كند .بالاخره در آنجا غذايي براي خوردن وجود داشت و يك نفر نان خور هم از كاچوت كم مي شد .اگرچه در آنجا مدرسه يا آموزش مذهبي وجود نداشت كه وي براي اولين مراسم اشاء رباني اش محيا شود .

برنادت ،با پافشاري و اصرار قاطع خانواده اش را ترغيب مي كرد كه اجازه دهند به لورد باز گردد. او نمي توانست از دروس مدرسه اش جا بماند و متقاعب آن نتواند كه تعاليم مذهبي اش را تكميل كند و براي اولين مراسم اشاء رباني آماده شود . اگر از مدرسه اش جا مي ماند نمي توانست تعليمات ديني اش را تكميل كند و در نتيجه نمي توانست اولين مراسم اشاء رباني اش ر ا به جا آورد .در ژانويه 1858 زماني كه تقريبا 14 سال داشت به نكبت كاچوت بازگشت و در آنجا وارد يك مدرسه فقيرانه شد و در جمع كودكان 7 ساله مشغول تحصيل شد .سه هفته از بازگشت برنادت به لوردز گذشته بود و زماني كه وي با مشقت مشغول جمع آوري هيزم براي شومينه بود براي اولين بار بانوي مقدس را رويت كرد .

 

کارخانه آسياب آرد و اولين خانه برنادت . جايی که قديسه سوبيرو در آن متولد شد

/ 0 نظر / 44 بازدید