سفر به ماوراء قسمت هشتاد و سوم

قسمت پايانی

اين داستان زندگي بتي جي ايدي است.خانمي كه موفق شده براي چهار ساعت مرگ را تجربه كند و سپس به زندگي باز گردد. او از خيلي از اسرار زندگي پس از مرگ پرده بر مي دارد و خيلي حرفها براي گفتن دارد. و اينك داستان زندگي او......

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از زمان وقوع اين تجربيات ، خانواده من بزرگ شده اند و خيلي هاشان از پيش ما رفته اند . آنها براي خودشان صاحب خانواده شده اند و قدم در راه پيشرفت خودشان گذاشته اند . من و جو همچنان سعي مي كنيم كه در لحظات دردناك زندگي كمكشان كنيم ، ولي مي دانيم كه هرگز نخواهيم توانست به جاي آنها زندگي كنيم و چنين چيزي هم نمي خواهيم . ما مي دانيم كه آنها هم مثل ما موجوداتي آسماني هستند كه براي كسب يك تجربه زميني اينجا هستند . ما نمي نوانيم غصه هاي آنها را برايشان قورت بدهيم و نمي توانيم شادي هايشان را تدارك ببينيم . فقط مي توانيم خانواده شان باشيم . فقط مي توانيم دوستشان بداريم .

از تاريخ 18 نوامبر 1973 تا كنون اتفاقات ديگري هم برايم افتاده است ، اما از طرح آنها در اينجا ، خودداري مي كنم . نوزده سال وقت ، و ترغيب بسيار لازم شد تا مرا وادارد خاطراتم را در اين كتاب بيان كنم . هر چيز وقتي دارد ، مثل اين كتاب كه وقتش حالا بود . هر از گاهي به فكر مي افتم كه ماموريت من شامل چه چيزهايي است ، ولي البته نفهميده ام ، جوابي هم نگرفته ام . من همچنان به سادگي كوشيده ام كه در نور عيسي مسيح زندگي كنم و عشق او را به زندگيم راه بدهم . گمان مي كنم با اين كار خواهم توانست هر چه از من بخواهد انجام دهم .

ما بايد يكديگر را دوست بداريم . اين را مي دانم . بايد مهربان باشيم ، بايد صبور باشيم و سخاوتمندانه خدمت كنيم . مي دانم كه شادي هاي بزرگ بهتر از هر راه ديگر ، از طريق عشق به ما رو مي كنند . من پاداش با شكوه و شگفت انگيز دوست داشتن را ديده ام . جزئيات تجارب من تا به آنجا اهميت دارد كه كمكمان كند دوست بداريم . باقي حشو و زوايد آن است . حرف بر سر پيروي از پيام منجي است كه به وضوح برايم بيان كرد : ( مهمتر از همه چيز اين است كه يكديگر را دوست بداريم . ) سعي خواهم كرد همچنان به اين كار ادامه دهم .

 

 

 

پايان

 

غرق در نور  انتشارات جيحون

 

 

/ 0 نظر / 28 بازدید