بيوگرافی برنادت سوبيرو قسمت پنجم

اين بيوگرافي برنادت مقدس است دختري كه در سن  14  سالگي  18  مرتبه مريم عذرا را در غار ماسابي رويت كرد . او در سن  35  سالگي دار فاني را وداع گفت . و در صومعه اي به خاك سپرده شد . پس از سي سال از مرگش نبش قبر شد . با كمال شگفتي بدن اين راهبه كاملا سالم و پاك مانده بود و الان در يك تابوت شيشه اي نگهداري مي شود اگر در مورد ظهورات مريم مقدس اطلاعات بيشتري نياز داريد اينجا را كليك كنيد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

خواهري كه وي را سي سال پيش خاكسپاري كرده بود متذكر شد كه فقط دستانش مقدار ناچيزي از بين رفته .يك نفر جراح و دكتر كه در زمان نبش قبر حضور داشتند و سوگند ياد كرده بودند به اين صورت توضيح مي دهند   .

تابوت در حضور اسقف نورز ، شهردار شهر نورز و قائم مقام قانوني وي و خود ما با در دست داشت چندين حكم قانوني و تصويب نامه  گشوده شد  ما متوجه هيچ بوي نامطبوعي نشديم و بدن وي طبق سفارش خودش در يك جامه رهبانيت پوشيده شده بود .البسه مرطوب شده بود. فقط صورت و دستها و ساعدها از لباس بيرون بود .

سر اندكي به سمت چپ متمايل شده بود صورت سفيد و رنگ پريده بود .پوست به ماهيچه ها متصل بود و ماهيچه ها هم به استخوان ها متصل و پيوسته بود .حفره چشمها با پلكها پوشيده شده بود .ابروها در طاق بالاي چشمها به پوست متصل بودند .مژه هاي چشم راست به پلكها متصل بود .بيني گسترده شده بود .لبها مقدار اندكي از هم باز شده بود و دندانها از لاي آن سالم به نظر مي رسيد .دستها بر روي سينه به هم گره زده شده بود و صليبي در دست مشاهده مي شد. و ناخنها و دستها كاملا سالم و حفاظت شده بود .دستها هنوز يك تسبيح زنگ زده را ميان خود داشتند .رگهاي ساعدها بيرون زده بودند .

 

 

 

 

اين همان صليبيست که قديسه سوبيرو در تابوت به مدت سی سال در دستانش نگه داشته بود

 

پاها هم همچون دستها لاغر بود و ناخنهاي پاها هم سالم و بي عيب باقي مانده بود ـ يكي از ناخنهاي پاها هنگام شستشوي جسد افتاده بود .وقتي كه البسه در آورده شد و حجاب از روي سر برداشته شد تمام بدن خشك شده قابل رويت شد كه خشك و شق شده بود . تمام اعضا خشك شده بود . معلوم شد كه موها كه كاملا كوتاه شده بود به سر متصل بود و هنوز به جمجمه پيوسته بود .گوشها در وضعيت كاملا سالم و محافظت شده قرار داشت .و طرف چپ بدن بالاتر از طرف راست بود .شكم به طرف داخل مقعر شده بود و مثل همه جاي بدن خشك شده بود . وقتي به آن ضربه زده مي شد مانند يك تكه مقوا از آن صدا بلند مي شد .زانوي چپ به بزرگي زانوي راست نبود .دنده ها به خاطر كشش ماهيچه ها برآمده شده بود .

جسد سفت شده بود و بنابراين مي شد براي شستن آن را به طرف جلو و عقب چرخش داد .قسمتهاي پايين تر بدن مقدار كمي سياه شده بود .

به نظر مي رسيد كه اين به دليل مقدار بالاي كربن موجود در تابوت به وجود آمده باشد .گواهي كه در آن ما حسب وظيفه اين اظهارات را تقديم كرديم كاملا به درستي و به دور از هر گونه خطا و اشتباه ثبت شده است . نورز 22 سپتامبر 1909 دكتر ديويد جوردن .

/ 0 نظر / 32 بازدید